تبليغاتX
جیک جیکهای الهام(طنز)

جیک جیکهای الهام(طنز)

طنزمی نویسم هرگاه مادیون وجدانم جفتک بزندجدی هم مینویسم

 

ازطرف شاهنشاه عالي مقام شاه آمفاكتوس عزيزبه توهم بازي دعوت شدم.ازمن خواسته شده تصويري ذهني از دوستان وبلاگ نويسم ارائه بدم.بنده ام ازميان گلستان دوستان چندنفر رو گلچين كردم.اميد است كه ازاين حقير ناراحت نشده وخاربه پهلويمان نكنند.

شاه آمفاكتوس سوم

--------------------

هميشه فكر ميكنم اگه قرارباشه ببينمش خيلي بايد جنتلمن باشه.قدي بلندباموهاي لخت ازبغل فرق شده چشماي مشكي وكاملا مردونه كه هميشه يكيشون زير طره ي گيسوي بلندش قايم شده.چهرشونه وباتيپ هرچي موجودزنده كش!!!نگاهش به سبك ريزميبينمت هميشه به سمت شمامعطوفه ولبخندي يه وري تومايه هاي توهم جز آدمها محسوب ميشي؟؟؟وقتي وارد وبلاگش ميشم همون وزغ پيري ميشه كه توي وان حموم لم داده.تاميتوني براش وربزن امااگه حرفات به نظرش چرت بيان به آرومي از توي وانش ميادبيرون بعدپشت به شماميكنه وكمي زانوهاي مبارك روخم كرده وسرشوبرميگردونه وباتمام قوا ترميزنه به هرچي گفتين.بعد به آرومي برميگرده تووانش و آب ميريزه توسر اردكش.درضمن قولهاي مردونه هم زيادميده.اگه ازتوخوشش بياد باسرش به نشونه تاييد اعلام ميكنه درغيراين صورت محل سگ هم بهت نميذاره وفقط بهت خيره ميشه.

جمله اي به سبك تيري درتاريكي انداختنانه:توروبه نون پيتزايي كه قولشو دادي منوبچپون تو ليست پيوندهات ازتوصف موندن خسته شدم

برادرم

------

اگه بهش بگي همين الان يه پارچ شيرموز تگري ميخوام ميگه روچشم كمي طاقت كن برات آپش كنم.همه رو فيلم ميكنه اما مودبانه وباسياست.هركي به پروپاش بپيچه بدجور ازصفحه روزگارايگنورش ميكنه.عمريه داره پلك ميزنه اما چشماش خسته نخواهدشدچون داداش خودمه.زيادي مايعات ميخوره و روابط فوق صميمانه اي بادستشويي داره بنابراين اگه اخباراعلام كرديكي از شهرهاي بزرگ رو سيل گرفته بدونين مهدي نشتي داشته.هميشه پراز ايده هاي زيرخاكيه خصوصا توعكس گرفتن.اگه قرار باشه روزي ببينمش اين شكليه:قد

ميانه باموهاي روبه بالاشانه زده وچشماي پرازمهربوني به همراه لبخندي به زوررررررركنترل شده.تبحرخاصي درلخت كردن افراد داره نه جسمشون بلكه فكرشون.مواظب باشين غيرتي نشه وگرنه حتي ازطريق دي.ان.اي هم قابل شناسايي نخواهيد بود

جمله اي قدرشناسانه:به تومديونم هميشه

جعفر

-----

آخرهرچي مخ خوره.نظربرات ميذاره قدرمانهاي صادق هدايت.نميدونم چرابااين اسماعيل روغن تعويضي ننه مرده پدركشتگي داره.جعفرتوذهن من هميشه اسپرته شلوارلي با تي شرت قرمزوعينك آفتابي وموهاي روغن زده اما اگه پاش بيفته ركابي ميپوشه وبا تنبون كردي مياد رو پشت بوم خونه مون كفتر بازي.اگه قصددعواوكل كل داري بهتره بري سراغش.

جمله اي به سبك كفترانه:اگه بلدنيستي كفتراي وبلاگتو جلد كني بگو يادت بدم رمز دونه پاشيدن رو

شخص ويژه:سپيده

--------------------

هيچ كدوم ازدوستان وبلاگي نميشناسنش چون وبلاگ نداره اما چون خيلي دوست داشت نظرمنودرمورد خودش بدونه با ارفاق توبازي

شركتش دادم.دختر خوبيه اما اگه بهش بگي بهشتو ميخواي ياسهميه المپيك دررشته ووشو دومي رو ترجيح ميده آخه يه خرده مخش تنبك ميزنه طفلي.توجمع بزرگترها ساكته عين ديوار اماتوجمع دوستان آتيش پاره ست.مدام توي حرفاش هيجان غني شده داره كه اگه قلقش دستت نباشه چنان منفجرت ميكنه كه باآسفالت درخونه تون يكي بشي.پييش بيني ميكنم تاسال آينده زبون محلي كه هيچ زبون شيرين فارسي روهم فراموش ميكنه چون عين خرداره زبان انگليسي ميخونه.

جمله اي به سبك ملتمسانه:جون مادرت اينقدرپوست لبهاتو نكن دلم ريش ريش ميشه يادكشيدن گچ روي تخته سياه مي افتم.

******************

آخرش: 1-لطفا ازعكسهاي اين پست سواستفاده نكرده ونظرهاي مورد دار نذاريد كه نمايششون نخواهم داد((حتي شما دوست عزيز))

2-ازهمه ي كسايي كه ازكيبوردافتادن معذرت ميخوام تاهمين جاشم زيادي نوشتم.3-واما مهرهاي منتخب من براي ادامه بازي:

امير

مهدي

بهداد

الهام

جعفر

وهركسي كه عشقش ميكشه...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 2:1  توسط الهام  | 

- بابا ولم كن چي از جونم ميخواي نميخوام ديگه ببينمت

- آخه عزيزم من كه چيزي نگفتم توتنها شريك زندگيم هستي به تونمي گفتم به كي مي گفتم خودت بگو؟به كي؟

- اگه ازهمون اوايل آشناييمون مي گفتي ميتونستم به عنوان يه حرف صادقانه قبولش كنم اما الان چه فايده؟ گذاشتي دوسال بعد!!!الان من احساس ميكنم فريبم دادي

- ببخشيد خب نميدونستم

- فكركردي كي هستي كه به خودت حق ميدي عين يه دخترپشت كوهي با من برخورد كني بعدش بگي ببخشيد؟؟؟ تويه شارلاتان بي خاصيتي

- هرچي ميخواي بگو ولي به من توهين نكن كه بدجور بهم ميريزم

- پس بذارراحتت كنم تو الان براي من حكم يه آدم احمق بيشعور پفيوز رو داري ازت متنفرم ميفهمي؟ ازت متنفرم آقاي راستگو

پسرانگشت اشاره شو جلوي صورت دختر به حالت تهديد بالامياره اما قبل ازاينكه بتونه كلمات رو توي ذهنش رديف كنه ميگوزه

هردو نگاهي خيره بهم ميكنن و ميزنن زير خنده انگار نه انگار كه درصدد گيس و گيس كشي بودن

حالا هي من بگوزم هي تو بگو بيتربيت ولي اونقده گاوي كه نميفهمي حكمتي توي اين صداي بودارهست

كسي چه ميدونه شايد همين الان دارم با اين عمل به قول تو قبيحانه پايه هاي زندگيمونو سفت ميكنم

چشاتو اينجوري گرد نكن كمي فكر كن چون من هميشه شكمم باد نداره عزيزم

آخرش: هميشه با ايهام و استعاره نمينويسم كمي فكركني نكته ها رو ميگيري ازبچه هاي نوپاهم معذرت ميخوام ما اينجا كفش اندازه ي پاي بچه ها نداريم

براي كسايي كه مدام ميان و سرميزنن:1- به علت بودار بودن سوژه از گذاشتن عكس معذورم2- اگه گفتين جاي كي توي اين نوشته خالي بود؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 0:37  توسط الهام  | 

                             

من امشب برای صغیران دعا خواهم کرد

برای پیرزن تنهای همسایه

برای درخت سرو بی سایه

من امشب برای کفتران باران خورده دعاخواهم کرد

برای یتیمان کاسه به دست

برای  اشکی که درچشم تردوست نشست

وبرای آن دخترک سیاه چشم که سرگردان بسترها بوددعا خواهم کرد

من امشب برای گرسنه گان اتیوپی

وانتظاردستهای کودک همسایه که ندارد توپی

برای کرمهای تن برادران خمارم دعاخواهم کرد

من امشب برای بوش وبقال سرکوچه

برای گورهای پرازمار ومورچه

وبرای تاملات روحي نیچه

دعاخواهم کرد

من امشب برای کودکی که سواربرمرکب لقاح خواهد آمد

وکویرخشک رحم خاله ام

واندک دوستان نخاله ام دعا خواهم کرد

من امشب برای پایه گذاران مسنجرویاهوو

وآن مرتیکه ی نامرد یابو

تمام آدمهای گل نمای بی بو

وبرادری که محبتش از منیتورم رد میشد

وآن یکی که پشت سرش قایم کرده چاقو دعا خواهم کرد

من امشب

برای تو

برای خودم

برای تک تک گنجشکها

دعا خواهم کرد

آخرش: جناب قاضی به عنوان دفاع آخرم بایدعرض کنم اگرمرا به شاعربودن یا نبودن متهم کنی

هیچ اعتراضی ندارم چون ادعایی ندارم کلماتی که درذهن اینجانب سرسره بازی میکردند

خواستارکمی رقص بودند ماهم آهنگی گذاردیم مجاز بودن یا نبودنش را باید از اسماعیل روغن

تعویضی پرسید.من بی گناهم

آخرترترش: گریه.خنده.ضجه.لبخندملیح.اعصاب کج وکوله.ریشخند.فحش.

انتخاب باخودته عزیزم به هرحال خوندن این متن عواقب داره عزیزم که من مسئولیت هیچ

کدومشو به گردن نمی گیرم عزیزم نيشتو ببند عزيزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 0:7  توسط الهام  |