جايگاه من تابوده وهست سرگذربوده هميشه چرخ فلك ميگرده اما وقتي ساعت خوش يا ناخوشي
رقم ميخوره خيلي ها يادمن مي كنن.بازم ماه عشق ازراه رسيد تابازارمن گرم بشه.بازم دعا و
پنچه هاي قفل شده به ميله هام.بازم دعا وشمع ونذر.دلت ميخواد حرف دل مهموناي منوبشنوي؟
پس گوش كن:
-ياساقي كربلا
الهي قربون اون دستاي بريده ات برم خودت ياروياورپسرجوونم باش.من اين يه دونه پسر رو
لاي پرقوبزرگ كردم ونذاشتم سختي بكشه جايي كه سربازه زمستوناي سردي داره تورو به
آبروي مادرت قسم ميدم نظري به اين مادر نگران كني وپسرموصحيح وسالم بهم برگردوني
يا ابولفضل خودت بيمه اش كن وپشتيبانش باش.
-شلام امام حشين.
نميدونم حرفاي اين بنده ي روشياه را گوش ميكني يانه اما من به معرفتت شك ندارم
ميخوام ترك كنم ديگه تاب ديدنه اشكاي مشومه رو ندارم بيا وآقايي كن ويه نظري
به اين اراده ي شاب مرده كن بلكه پا بده وروشفيد بشم.خيلي مخلشيم.
(بيچاره بس كه خماري بهش فشارآورده يادش رفته سقاي كربلا ابولفضل بوده نه امام حسين)
-مولا جان
به خداوندي خدا ديگه خسته شدم.بابام باهزارجورسگ دوزدن خرج دانشگاهمو داد اماحالامن
موندم ويه مدرك به دردنخور.به هردري ميزنم بازنميشه كه نميشه.ديگه ازروي بابام خجالت
مي كشم ديگه نميتونم صبح تاشب بشينم تنگ دلش و عين دختراي ترشيده كج خلقي كنم.
من آدم متوقعي نيستم همين كه يه لقمه نون حلال دربيارم بسه.توروبه سربريده ي برادرت
قسم منو ازاين گرداب بيهودگي نجات بده.ميدونم مولاي من منونا اميد نمي كنه.
-سلام
بروبه خدابگومامان بزرگ مهربونموهرچه زودترخوب كنه تابازم برام نخودچي وبادام زميني
بياره.به بابايي هم پول بده تابرام اون هواپيما خوشگله رو بخره.قولم ميدم توروهم سوارش كنم
وباهم بريم پيش خداآخه من ميخوام خلبان بشم.امروزياسمن نيومد مهد كودك مربي ميگفت
سرماخورده ولي دروغ ميگه آخه ديروز كه رفته بودم ديدنش بيمارستان كچل شده بود ازش
مي ترسيدم اگه قول بدي خوبش كني هرچندباركه بخواي ميدم باهواپيمام بازي كني.
آخرش:امشب خيلي ها امدن توسقاخونه شمع روشن كردن.بوي خوش دعا كوچه روپركرده
تو نمي خواي دعا كني؟اگه دعاكردي منوهم فراموش نكن رفيق.اونايي كه كم وبيش منو
مي شناسن ميدونن كه آرزمه فقط براي يك بارهم كه شده برم كربلا دليلش كاملا شخصيه
پس نپرس وفقط بين دعاهات منوفراموش نكن.التماس دعا ![]()
