تبليغاتX
جیک جیکهای الهام(طنز) - توهم شاعرم کرد

جیک جیکهای الهام(طنز)

طنزمی نویسم هرگاه مادیون وجدانم جفتک بزندجدی هم مینویسم

شدم سوی آستان پدربسی اندوهناک وملول

که خدایا مگردان جیب عزیزش خالی زپول

ردیف دندانها عیان ونیش تابناگوش

رنگ اسکنهای روی میزبرده بودازسرم هوش

نمودم کمی غمزه ونازوکرشمه وقروفر

نگاهها همه مات و مبهوت و بروبر

ننه لب به دندان گزیدوغره چشمی که:دخترنکن

هیهات که آن سبزعقیقان کنده بود عقل ازبیخ و بن

زترفندهای پیشین(که ایول داشتند)یکی راوام کردم

دادبی جامه گی سردادم و پدرراخام کردم

فرمود به روی دیده لیکن اول قسط ها

بعدخرجی خانه و پس ازآن قبض ها

اندک اندک پولها تلف میشد در پیش چشم ترم

شصتم خبردارشد نمی ماسدازآن چیزی به برم

دیده گریان ولب ولوچه آویزان تابه زانو

جیب پر زپول و دل مسرور؟توهم زدی مهربانو

 

آخرش:به تر تر کردن افتاده ام

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 14:10  توسط الهام  |