آجيل وميوه وهندونه
مال از ما بهترونه
شور و نشاط وشيريني
غم كرده رو دوشت سنگيني؟
بارون و برف و سرما
براي ما يعني يلدا
گاز و چوب و بنزين
هيچي نداريم ببين
گشنگي و ضعف و درد
خدا نكن هوا رو سرد
آذر و دي و بهمن
روزاي خوب كجا رفتن؟
كيف و مداد و پيرهن
گ..بگيربه اين دهن
نون و نبات و كلوچه
بچه ها يه وقت نرين توكوچه
بند و زنجير و زندوني
بهتره سرجات بموني
كت و سمند واداره
كوچه ها خيلي گرگ داره
باتون و گازاشك آور
هستيم ازمردي بهره ور
قرص و دوا و كهير
مادرم امشب نمير
سيم و زر و اسكناس
پس سهم ما كو؟كجاس؟
در و ديوار و پنجره
كاش خدا ما رو يادش نره
رستم و زال و تختي
افسانه شد جونمردي
آخرش:
قلم برداشتم كه طنز بنويسم همين كه مصرع اول را نوشتم
ديگه اختيارش ازدستم خارج شدوهرچي دلش خواست نوشت.
من نبودم دستم بود تقصير قلمم بود.من ازطرف قلمم ازهمگي دوستان معذرت ميخوام.
اينم شيريني ما براي شب یلدا
به نيت نيتي كه داري نيت كردم واين آيت امد:
اگرآن طاير قدسي به درم بازآيد
عمربگذشته به پيرانه سرم بازآيد
آنكه تاج سرمن خاك كف پايش بود
ازخدا مي طلبم تابه سرم بازآيد
خواهم اندرعقبش رفت به ياران عزيز
شخصم ار باز نيايد خبرم بازآيد
