كوچك ترين عضو خاندان بزرگ ما اسمش دنياست
دو و نيم ساله وكپي برابر با اصل كودكي هاي من
سوالاتي ازش پرسيدم كه فقط ميخوام يه چيز روبه شما دوستان عزيزم نشون بدم چيزي به روشني اين جاي پاها
توخود حديث مفصل بخوان از اين محفل
- منوبيشتر دوست داري يا ماماني رو؟
دنيا: عمو موگا رو(عمو موسي).....................خفن ضايع مي كنه
- منو چند تا دوست داري؟
دنيا:10تا.........................بازم گلي به گوشه ي جمال تو
- چرا 10تا ؟
دنيا:گون تا اواست (چون تا هواست).........................خركيف ميشم تواين لحظه
- گاو حسن چطوره؟
دنيا:نه شيل داله نه ميسون (نه شيرداره نه پستون)..............گاوهم گاوهاي قديم
- اگه ماماني ازكلاس خياطي برگرده چي بهش ميگي؟
دنيا:كثافت...................دستت درد نكنه با اين تربيت كردنت ماماني خانومش
- نه عزيزم ماماني خسته ست يه چيزديگه بايد بگي. چي ميگي؟
دنيا:كثافت نيمونه (ديوونه)................زد چشمشم درآورد
- خوب فكر كن يه چيز ديگه بايد بگي عزيزدلم
دنيا: كثافت نيمونه منو نبلدي (ديوونه منو نبردي)................كف مي كنيم
- گلكم اينا حرفاي بده.نبايد بگي وگرنه خدا ناراحت ميشه.ديگه حرف بد نمي زني؟
دنيا:(با كمي مكث) نه................تصميم گيري سخته براش طفلي
- قسم مي خوري؟
دنيا: بده بخولم (بده بخورم)..................حالا بيا ودرستش كن
- قسم كه خوردني نيست گلم
دنيا:(مات ومبهوت نگام ميكنه وابروهاشو ميكشه بالا ).......والا حق داره ديوونه اش كردم
- با چي رفتي مشهد؟
دنيا: گمدون (چمدون)...................حافظه درحد شپش
- نه عزيزم سوار چي شدي؟
دنيا:تاب - سول سوله (سرسره)-اپس(اسب)............بي فايده ست حسابي رفته تو توهم
- پس سوار قطار نشدي ؟ همون كه ميگه هو هو چي چي؟
دنيا:(ذوق مي كنه) آله ( آره).................تند تند داره يه چيزايي سرهم ميكنه كه قابل ترجمه نيستن خدارو شكر
به حافظه اش آسيب جدي وارد نشده ويه چيزايي داره يادش مياد
- براي من سوغاتي خريدي؟
دنيا: نوچ.........................نگفتم خفن ضايع مي كنه
- چرااااااااااا؟ گريه كنم؟
دنيا: نههههههههههه ( كمي فكر مي كنه) خودت بخل (بخر) كه گيه (گريه) نكني............نيم وجب بچه ست
سياستش رو داشته باش
- اگه كسي بهت بگه قربونت برم چي بايد بهش ميگي؟
دنيا:(با آهنگ ميگه) خلاخه (كلاغه) به خونش نرسسسسسسسسسسسسيد.................اين طفلي شب وروزشو
قاطي كرده واي به حال من وشما كه مثلا آدم بزرگيم
- اون كه مال قصه ي وقت خوابه آلبالوي من.يه چيزديگه بايد بگي خانومي
دنيا:شكر خدااااااااا.......................گفتم شبيه كودكي هاي منه ولي بخدا من اينقدرها هم خنگ نبودم
- نه گلم بايد بگي خدا نكنه.يادگرفتي؟
دنيا:(برام دست ميزنه) آفلين (آفرين).................اين ديگه عند بچه پرروه.انگارمن سه ساعته دارم اشتباه
جواب ميدم كه تشويقم ميكنه
دنيا: آگي النام پي پي دالم (آجي الهام پي پي دارم)...................180درجه قيافه ام تغييرمي كنه
- اه اه اه بدو برو پايين مامانتو صدا كن..................بچه هارو تا زماني كه مورد اورژانسي نداشته باشن مي تونم تحمل كنم
آخرش: گاهي از صادق بودن كودكان چنان يكه ميخوريم كه انگار برق سه فاز بهمون وصل كردن
چرا؟ چرا اين همه صداقت برامون تعجب آوره وگاهي شاخ درمياريم؟
به نظر من كاملا طبيعيه.چون ما آدم بزرگا همچين غرق نقابهاي رنگارنگ زندگي روزمره مون شديم
كه ديدن صداقت اونم به اين شكل بي شائبه و يكجا بهمون تلنگر ميزنه وباعث شگفتي مون ميشه
نمي تونم بگم كاش بزرگ نمي شديم ولي ميتونم بگم كاش مثل بچه ها بزرگ مي شديم صاف وساده.
آخرترترش:به قول اسماعيل روغن تعويضي: بچه ها ياسن/مثل الماسن/بزرگا تيشه ن/غافل ازريشه ن