الان كه دارم اين مطلب را می نگارم صداي گوش خراش دريل مي آيد
جهت تغيير نماي خانه كاشي ها به سختي مورد نوازش قرار مي گيرند
هي تو.....
وقتي دريل را به خودت ميكشي زيادروي نكن واهمه دارم ازاينكه پس فردا
ادعاي پيامبري كني ومن دربه در درپي جبرئيل باشم تا برايت آيه نازل كند.
آنقدرهم مایه تیله ندارم تا خرج ایاب وذهاب دیوید کا پرفیلد کنم تا توی یابو
یاد بگیری روی آب راه بروی و مثلا معجزه کنی.
می گویند پیامبران زیبا رو بوده اند جان من نگاهی به خودت بیندازهرقدرهم
پک وپوزت را کم وزیاد کنم بازهم آخرکار شبیه نمکی میشوی.
بشرعزيز.....
درحد يك انسان جايزالخطا خودت را تخريب كن و از نو بساز پس فردا
گنجشكهاي زيادي را بايد رنگ كني تا جاي قناري قالب كني.......
حالم رابهم ميزني گوساله ي كره خرالاغ بزغاله.........
جهت جلوگيري از بدآموزي الباقي فحش ها بلعيده شد.
شخص خاصی مد نظرم نبود پس شمشیر گله را غلاف کن رفیق.
آخرش: به قول شاعر
آن خطاط سه گونه خط نوشتی
یکی (( او )) خواندی لا((غیر))
یکی را هم (( او )) خواندی هم ((غیر))
یکی نه (( او )) خواندی نه ((غیراو ))
آن خط سوم... ((منم ))
مرا بخوان که خط سوم توام
گمشده درعرصه ی خویش
از ابدم یا ازلم
