(( لطفا با حزن بخوانید ))
براااادرم خوااااهرم...دیگه بلوتوث هارو خاموش کنید میخوایم بپرییییییم...
آ آ آ آ خ خ خ.....دلم میخواد از اولش بگم براتون ولی چه کنم که نمی تونم....
(صدای گریه ها بلند میشه)
آخه میگن مورد منکراتی دااااااااره...(صدای گریه ها کمی اوج میگیره)
فقط بذارید همینو بگم که نصف شب بووووود...(حالا دیگه مجلس گرم شده همه دارن زار میزنن)
روایت زیاده برادرم خواهرم...یکی میگه دم صبح بوووود یکی دیگه میگه سر شب بوووود
(حضار درحال خودزنی هستن)...خیالشون راحت بوووود دیگه بچه دار نمیییییییشن......
(صدای جیغ وشیون اوج میگیره... آی آی آی بذار بگم دلت بسوزه...راه این طفل معصوم رو بسته
بودن ونمیذاشتن رد بشه....(حضار محترم درحال غش کردن هستن)
....بذار آخرشم بگم تا جیگرت بسوزه
(چند نفری از حال رفتن)....باهرجون کندی بود از فیلتر رد شد
و خودشو توی بطن پر مهررررر مادرررش ررررررهااااااااا کرررررررد...
(حضار محترمی رو که غش کردن روی دست می ربرن)
حالا که فاز گرفتی...حالا که جیگرت کباب شده...حالا که دلت رو راهی کردی...
دستی برسینه آشنا کن تا دست خالی از این مجلس نری.....
پانزدهم ماه دوازدهم شصت وشش
کرد تقدیم آسمان با هر دو دست
دختری از جنس لادنهای شاد
گردن آویز گلویش وان یکاد
بچه گی هایم پر از لبخند بود
دیو زشت غصه ها دربند بود
نوجوانی بود یک فصل جدید
آرزو ازآسمانش می چکید
دوستی های قشنگ وبی ریا
ارمغان نوجوانی شد به ما
گاه گاهی من به رسم آسمان
می شوم آبی به هنگام اذان
می دهم گل بر درخت آسمان
می شوم همسایه ی رنگین کمان
ای خدا گردان دلم را شاد شاد
بوته ی ایمان من پر غنچه باد
آخرش: با تمام موانعی که سر راهم تعبیه کرده بودن به دنیا امدم.اگه ازقبل میدونستم اینجا
فقط از همون بالا قشنگه هیچ وقت نمی اومدم. باتشکر از شاعر شعر بالا که نمیدونم کیه.